چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
افسوس که آنچه برده ام باختنی است بشناخته ها تمام نشناختنی است برداشته ام هر آنچه باید بگذارم بگذاشته ام هرآنچه برداشته ام
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
18:8 توسط : بهار
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
افسوس که آنچه برده ام باختنی است بشناخته ها تمام نشناختنی است برداشته ام هر آنچه باید بگذارم بگذاشته ام هرآنچه برداشته ام
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
18:8 توسط : بهار
شنبه پانزدهم فروردین 1388
آوینی در چه تاریخی پرگشود؟!! گویا بهار بود... جشن باران بود و روزگاروصل یاران...آری ...بهار بود...هنوز هم خاک صدای گامهایش را در فکه به یاد دارد... هنوز هم بغضهای پاک ،طنین انفجار را به یاد می آورند..آری ...بهار بود...همیشه می اندیشم زمستان فصل هجران است چرا او بهار را برگزید؟؟؟!!! گویا دوست می داشت پس از خانه تکانی دلها پربگشاید تا دیگران نیز بال و پر هم زنند...آری... ولی خانه تکانی دل چیز دیگریست ...خانه تکانی از نوع سوختن که آوینی خود چنین می گوید: الهي :اگر جز سوختگان را به ضيافت عنداللهي نميخواني، ما را بسوز آنچنان که هيچکس را آنگونه نسوخته باشي بسوز ....
گاهی باخود فکر می کنم زمان پرگشودن وهجرت باید در زمستان باشد ...ولی ...

ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
21:24 توسط : بهار
شنبه هشتم فروردین 1388
آن هنگام که (حول حالنا الی احسن الحال) را زمزمه می کردی و دوباره نو شدن بهار عمرت را آغاز میکردی زائر بودی ،زائر سرزمینی که از این نو شدنها زیاد به خود دیده بود ،دوباره متولد شدنها را زیاد تجربه کرده بود،اماهیچ به این متولدین اندیشیده ای؟ شهیدو شهادت... اما شهادت چیست؟ آنگاه که دو دلداده به هم می رسند و عاشق به وصال معشوق می رسد و بنده خاکی به جمال زیبای حق نظر می افکند و محو تماشای رخ یار می شود ، آن هنگام را جزشهادت چه نام دیگر می توان داد ؟ آن هنگام که رزمنده ای مجاهد به سوی دشمن حق می رود و ملائک به تماشای رزم او می نشینند و شیطان ناله بر می آورد و پا به فرار می گذارد و ناگهان غنچه ای می شکفد ، آن هنگام را جز شهادت چه نام دیگر می توانیم داد ؟ شهادت خلوت عاشق و معشوق است. شهادت تفسیر بردار نیست . آآآآآآی! آنانی که در زندان تن اسیرید به تفسیر شهادت ننشینیدکه از درک قصه شهادت عاجزید . بسی گفتیم و گفتند از شهیدان فقط شهید می تواند شهادت را درک کند . شهید کسی نیست که ناگهان به خون بغلتد و نام شهید بر خود بگیرد ، شهید در این دنیا قبل از اینکه به خون بتپد ، شهید است ، و شما همچنان که شهیدان را در این دنیا نمی توانید بشناسید و بفهمید ،بعد از وصلشان نیز هرگز نمی توانید درکشان کنید . شهید را شهید درک می کند . اگر شهید باشید،شهید را می شناسید و گرنه آیینه زنگار گرفته چیزی را منعکس نمی کند که نمی کند ، برخیزید و .... به ادامه مطلب بروید...
شهیدان را شهیدان می شناسند!
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
11:42 توسط : بهار