تبليغاتX
در سایه سار معرفت

 

 

در سایه سار معرفت

فاین تذهبون...

   آيت‌الله العظمي مکارم‌شيرازي با اشاره به بي‌احترامي نسبت به قرآن در همايش سازمان ميراث فرهنگي فرمودند:

    مملکت دارد به کجا مي‌رود؟ چرا مسوولين نسبت به اين مسايل دل نمي‌سوزانند؟

    اگر اين کار زمان شاه انجام مي‌گرفت، داد همه بلند مي‌شد.

    اگر بنا هست کارهاي خلافي انجام بگيرد، حداقل آن را از قرآن و امور قرآني جدا کنند.

    کشور ما جمهوري اسلامي است و در رأس همه، قرآن قرار دارد و بي‌توجهي نسبت به

    قرآن، منجر به بي‌توجهي به ديگر ارکان خواهد شد.

    غيرت اسلامي، اجازه نمي‌دهد در برابر چنين کارهايي ساکت بنشينيم و بايد ضمن   

    شناسايي عوامل اين کار، در برابر آن موضع گرفت و اعلام بيزاري جست.

     ما به وظيفه خود عمل مي‌کنيم و کاري به خوش‌ آمدن يا نيامدن کسي نداريم.

    شعارهاي انقلاب و وصيت امام راحل (ره) نبايد فراموش شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ماکه ادعاداریم پرچم دار حرمت قرآن و اهل بیتیم ...
شاید از جاهایی که بایداز غصه دق کنیم و بمیریم اینجاست...
مسئوولین روز اول به همین کتاب قسم خوردند که محافظ اسلام و قرآن باشند...
اهل اشارت و تدبرو درایت باید مطلب را بگیرند که چه خبره!!
و سکوت یعنی به کجا رسیدن!!
اینجاست که باید بگیم بارالها ،معصومینا،امامنا،شهدانا...

                                                                          شرمنده ایم شرمنده...

 



عاشق شو...



محبت...

همه شیرینی حیات را مدیون محبت هستند پیش از اینکه دارئیها موجب لذتبخش شدن زندگی باشند محبتها موجب شیرینی میشن... منتها این محبتها کم و زیاد داره اما در رابطه با اهل بیت ...

وقتی در اول راه محبتها در جان بیفته اثرش اینکه انسان دوست داره گاهی به یاد محبوب بیفته و گاهی از اوقات به او سری بزنه و تفریحش یاد محبوبه وقتی محبت بیشتر شد گاهی تبدیل به دائمی میشه همیشه تفریح دل او یاد محبوب خواهد بود بعضیها سالی یکبار دلشون برای محبوب تنگ می شه وبعضیها ماهی یکبار و بعضیها هر هفته اما بعضیها هر روز و هر لحظه...

محبت نوسان داره به چه محبوبی محبت نوسان داره؟ به امور دنیا بعد از مدتی کم میشه مثلا: یه خونه رو دوست داریم نهایتاً تا چه اندازه؟... اما محبت به کسی که شایسته است به مرور زمان حُبّش زیاد میشه، می گن اگه زیاد در رابطه با چیزی حر ف بزنی از چشم می افته اما از اهل بیت چی؟...وقتی آدم یکی رو دوست داره همش دلش می خواد ازش حرف بزنه...

قصه در رابطه با اهل بیت فرق می کنه میخوای محبتشون تو دلت بالا بره روزی یه سلام بده بعد یه مدت می بینی تو دلت بهتر نشسته ،چون لیاقت محبوبیت وجود داره هر چه بیشتر تکرار کنی بیشتر محبت ایجاد می شه ،کم کم این محبت زیاد میشه اول یه کمشو خدا راحت می ده...کم کم این تویی که باید قدمت و قیمتش رو بیشتر کنی...

زیاد کردن محبت مشکل نداره بلکه فراموش کردنش کار دشواریه ...

بعضی گنه کارها عالم خوشی دارند، یه رابطه قشنگی دارند، وقتی که گناه می کنن بهشون می گی بیا بریم امام رضا (علیه السلام)نمی آد... آدم وقتی گناه می کنه دوست نداره با اونا روبرو بشه... دوست داره یه جوری گناهش مخفی باشه... می دونی تو دلش چی می گه؟... می گه اگه برم امام رضا(علیه السلام) چی بگم؟...اما مگه چند وقت می تونه شیعه از صاحبش فرار کنه؟...اگه تونست برا همیشه فرار کنه!!! ...یه روزی بر می گرده می گه: آقا خسته شدم... چون فراموش کردنشون دشواره...

 اونقدر قشنگ با آدم برخورد می کنند... معصوم داشت از کوچه ای عبور می کرد شخصی که گناه کرده بود از روبرو می اومد، وقتی امام رو دید(از خجالت) روشو برگردوند که چشمش تو چشم امام نیافته اما امام اومدن جلو فرمودند:

                        روتونو از ما برنگردونید حتی اگه گناه کردی ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

میلاد شمس الشموس ، انیس النفوس ، غریب الغربا امام رضا( علیه السلام )مبارک باد

 



انسان ساز...

کسی که در جوانی باقرآن و نهج البلاغه و... همراه نباشه در خزان پیری هم همین طور وقت رو به بطالت می گذرونه...

بعضی اوقت می بینیم که پیرها خیلی حرف می زنند و بیشتر حرفهاشون هم تکراری و تعریف از خاطرات گذشته ست...

این از شدت بیکاری فکرناشی میشه...

اگه به روح غذا نرسونیم روحمون به دنبال چیز پستری هم سیر میشه...

اگه تو جوونی تغذیه فکری نشده باشیم در پیری هم دارای همین خصوصیات ...

مخصوصاً زنها اگه غذای روح و فکر نداشته باشند... لذا زن با مطالعه و آموختن علم ،شادابی و سرزنده بودن خودشو حفظ می کنه...

یکی از خصوصیات زن چند کاره بودنشه مثلاً: یه زن داره کاموا می بافه با تلفن هم صحبت می کنه، بچه اش هم روی پاش خواب می  کنه، حواسش به تلویزیون هم هست... لذا زنها از نظر فعالیت فکری از مردان بیشتر فعالیت دارند...

بنابراین اگه در مسیر علم ودانش و عبادت افتاد دچار دروغ و تهمت و غیبت و بیهودگی نمیشه چون فکرش سرشار از منابع غنی شده ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از همه دوستانم که به مناسب روز میلاد دختر خوبیها و پاکیها این روز رو به من و تمام دختران نمونه و خوب مسلمانمون تبریک گفتند کمال تشکر و قدردانی رو دارم

امید که با الگو گیری از زنان بزرگ و نمونه، نمونه باشیم و انسان ساز

که به قول امام راحلمان:( زن انسان ساز است و از دامن زن مرد به معراج می رود...)

(حرفی که معمولا به دانشجوها در رابطه بانقش زن تو زندگی می گم:(زن خوب همسروفرزندانش رو بهشتی می کنه و زن بد همسرو فرزندانش رو جهنمی )

    بارالها:مارا جزوکسانی قرارده ، انسانهایی بسازیم که یارو مددکار دین تو باشند



ماغرک بربک الکریم...

از امام صادق پرسیدن :نشانه آد م با مروت چیه؟

اینکه اونجاهایی که خدا امر کرده پیدات بشه و اونجاهایی که نهی کرده تورو نبینه (تو محل فساد غیبت داشته باش،تو محلهای خوب و معنوی حاضر بزن)

این روزا حال عجیبی دارم نمی دونم اسمشو چی بزارم ... نمی دونم چه خبره ...

از یه طرف می شنوم یه پسر 17 ساله تو مجلس عروسی در حین رقص سنگوب کرد و مرد...

یه عروس شب عروسی در حین برگشت از آرایشگاه تصادف می کنه و میمیره...

یکی از آشناهامون تو سن40سالگی خبر سرطانشو می دن الانم کارش به آخرا کشیده ...

زن 35 ساله ای که بدون داشتن سابقه بیماری عارضه قلبی و مغزی پیدا می کنه ...

نیگاه کنید تو هر سنی ...

                    «ما غرّک بربک الکریم»

ما که خبر از لحظه بعدمون نداریم...پس چرا؟؟؟؟!!!!

ای رخصت نفس های من ،تو را چه می شود که برقع را از برای ترنّم آینه جام،لختی به سویی افکنی ،تا که دلداده ات،سوسوی جهان را به مدد شب تاب اشکانش،بیهوده نجوید!

(تو این حال و هوا فردا دانشگاه مبحث کلاس اخلاقم  تقرب به خداست خیلی عجیبه...)

«الهی فاجعلنا ممن شوقته الی لقائک و منحته بالنظر الی وجهک و اجتبیته لمشاهدتک...»

(معبودا مارااز کسانی مقرر دارکه تشویقش کردی به ملاقات خود،و به او بخشیدی نظربسوی خود را،و اورا برگزیدی برای شهود جلوه خود...)

اگرمکر بیراهه های شهر ،قصر عافیتم را به خرابات عصیان کشانید،این نه از سر آن است که حسن روی تو در این راه فراموشم شد.

ای تنها ناقوس غرور ،کس نیست که در وسعت سلطنت تو،بر اسب طغیان پای در رکاب کند،که تجربه عذاب الیم در هیچ سری نیست،که نیست.

از هر طرف که رفتم ،جز وحشتم نیفزود

زینهار از این بیابان،وین راه بی نهایت

در این شب سیاهم ،گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آی،ای کوکب هدایت

ای آفتاب خوبان،می جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان ،در سایه عنایت!

بارالها:عاقبتمون رو ختم به خیر کن.