راه محبت
ليلي به مجنون گفت:گوش تورا ميگيرم و دور شهر مي چرخونمت!
مجنون گفت:اگر تو مي كِشي،پس برو تا برويم! ليلي همانجا،يك سيلي به گوش مجنون نواخت.
مجنون هم آنطرف صورتش را جلو آورد و گفت:جانم به فدايت! يكي ديگرهم بزن! كه آن قبلي خيلي شيرين بود!
مجنون چون خود را وقف ليلي كرده بود،پس دردي هم احساس نميكرد وبي آبرويي را نمي فهميد.تنها چيزي كه مي ديد،ليلي بود و بس...
فناي در محبوب شدن، خودي نديدن...،محبت كه باشه سختي ها و حرفها ومنم زدن ها همه و همه كنارميره و جاي خودش را به معشوق ميده...
اشكال ما اينه كه محبوب را براي خودمون ميخوايم نه اينكه خودمونو براي محبوب ...
زليخا يوسف را براي خودش ميخواست ،نه خودش را براي يوسف!
لذا اين شد كه به او تهمت زد و به زندانش انداخت...
تمام غم و غصه هاي بشر،از اينجا شروع ميشه كه خودش را براي خدا نميخواد ...
اگه پنبه هارو از گوشمون بيرون كنيم ندايي ميشنويم:
ای بنده من،آنچه كه هست،براي تو خلق كردم توراهم براي خودم آفريدم ...
اي بنده چموش،من در اين عالم،تنها تورا دارم،ولي توهمه چيز داري،غير از من ...!!!
دوستان :
هر جوري كه نگاه ميكنم،بازميبينم كه خداي خوشگلي داريم.بجاي اينكه ماقدراونو بدونيم،اونه كه قدر مارا ميدونه...
آن محبتهاي ليلي،كرد مجنون را اسير
ورنه آن بيچاره را ميل گرفتاري نبود
کاش خدا از تو بگیرد هرآنچه که خدا را ازتو می گیرد...
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
23:13 توسط : بهار
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
الهی :
عقیده ام را از عقده مصون دار!
"دکتر شریعتی"
******************
سخن از زبان ما ...!
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
20:11 توسط : بهار
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
فتنه هااااااا...
سوگند به خدايي كه پيامبر را به حق مبعوث كرد، سخت آزمايش مي شويد، چون دانه اي كه درغربال ريزند،يا غذايي كه در ديگ گذارند!
به هم خواهيد ريخت، زير و رو خواهيد شد، تا آن كه پايين به بالا، وبالا به پايين رود؛آنان كه سابقه اي در اسلام داشتند،و تاكنون منزوي بودند، به سر كار مي آيند، وآنها كه به ناحق پيشي گرفتند، عقب زده خواهند شد. (نهج البلاغه،خطبه ۱۶)
فتنه جويان چونان گورخران، يكديگر را گاز ميگيرند، و رشته هاي سعادت و آيين محكم شده شان لرزان ميگردد، وحقيقت امر پنهان مي ماند.حكمت و دانش كاهش مي يابد، ستمگران به سخن مي آيند(قابل توجه: دراين فتنه مستكبران جهاني چون آمريكا و... توجه به چه كساني دارند!!!از چه كساني حمايت ميكنند!!!)...
فتنه ها با تلخي خواسته ها وارد مي شود، و خون هاي تازه را مي دوشد، نشانه هاي دين را خراب ،ويقين را از بين مي برد. فتنه هايي كه افراد زيرك از آن بگريزند، وافراد پليد در تدبير آن بكوشند.آن فتنه ها پر رعد و برق و پرزحمت است...
پس سعي كنيد كه شما پرچم فتنه ها و نشانه هاي بدعت ها نباشيد، وآنچه را كه پيوند امت اسلامي بدان استوار، و پايه هاي طاعت بر آن پايدار است، برخود لازم بشماريد(اطاعت ولي فقيه زمان،امام خميني(ره) فرمود: پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا كشورتان بيمه باشد.اين سخن حضرت امام خميني(ره) نيست, سخن امام كاظم(ع) است كه حديثش هم در كافي است(الْفُقَهَاءَ حُصُونُ الْإِسْلَام) فقهاء قلعه و دژ اسلام هستند.ولايت فقيه يعني :خدا از طريق پيامبر از طريق امام زمان از طريق مجتهد وچرا اين مجتهد:
1- خبرگان تعيين کرده
2- بايد کسي رهبر شود که آمريکا فهميد اين رهبراست غصه بخورد «لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ» غيظ «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ» دشمن خدا بترسد ؛نسبت به کفار خشن بوده جنازه صياد را ببوسد وبعد بگويد آمريکا هيچ غلطي نميتواند بکند اين بايد باشد.
ماتضعيف نکنيم، امام زمان فرمود: هر کس مجتهد جامع الشرائط را رد کند حضرت مهدي(ع) را رد کرده، عبارت اين است که: «الراد عليهم کالراد علينا»کسي که مجتهدي را رد کند مرا رد کرده،بايد تسليم باشيم،اگر ناشکري کنيم دستمال را از توي دست رهبر بيرون بياوريم ميشويم زمان شاه مرجعيت بدون رهبري ميشود، زمان آيت الله بروجردي براي اينکه با مردم مثل امام خميني جوش نخوردند شاه حکومت کرد.
اگر يه وقت نظام تضعيف شود شاهان وشاهپورها بر ميگردند. دشمن در کمين است مواظب باشيم حفظ نظام به قول حضرت امام(خميني ره) از نماز واجبتر است. ) و بر خدا ستمديده وارد شويد نه ستمگر؛ و از گرفتار شدن به دامهاي شيطان، و قرار گرفتن در وادي دشمني ها بپرهيزيد... (نهج البلاغه،خطبه ۱۵۱)
الهي:بصيرتي عنايتمان نما تا در اين فتنه و آزمايش شرمنده امام زمانمان نشويم...
*********************
غلط ميكني قانون را قبول نداري قانون تو را قبول ندارد!
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
18:59 توسط : بهار
شنبه بیست و سوم خرداد 1388
لولاك...

بهار سفرهی سبزی ست از سیادت تو
شب تولد هستی ست یا ولادت تو ؟
تو سرّ مخفی لولاكی و جهان گم بود
اگر نبود گل افشانی ولادت تو
شهود ، شمهای از ربنای شعله ورت
حضور ، گوشهای از خلوت عبادت تو
تو نور نور علی نوری ای تمامت نور
كدام ذره ندارد سر ارادت تو
به پاس رویت رویت ركوع كرده هلال
و یا شكسته قدش در شب شهادت تو؟
پناه گریهی تنهایی علی (ع) بودی
قسم به خطبه ی مولایی رشادت تو
پر از جمال و جلال جمادی و رجبم
شب ولادت مولاست یا ولادت تو ؟!
"علیرضا قزوه"
********************************************
آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم...
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
18:28 توسط : بهار
شنبه بیست و سوم خرداد 1388
بازم دروغ...!!!!!!!!!!!!
مقام معظم رهبري:
انشاءالله از سوي پروردگار عالم مقدر باشد كه بهترين و شايستهترين فرد، براي مدت چهار سال به رياست قوهي اجرائيه منصوب بشود. مطمئناً وقتي مردم با ايمان و شور و شوق در صحنه هستند، خداي متعال هم تفضل خواهد كرد.
مردم به شايعات هم خيلي گوش نكنند. من ديدم ديروز و ديشب ـ در اين پيامكهاي فراواني كه دست مردم هست ـ شايعاتي را از قول من نقل ميكردند كه دروغ محض بود و واقعيت نداشت. آدمهاي خوشنيت و سالم اين كارها را نميكنند؛ آدمهاي ناسالم از اين كارها ميكنند؛ توي همهي بخشها و همهي گروهها هم كم و بيش ممكن است آدم ناسالم ـ كه سوءنيت داشته باشند و حسننيت نداشته باشند ـ پيدا بشود. به اين شايعات هم توجه نكنند. امروز هم ممكن است باز شايعاتي ـ نسبت به بخشهاي مختلف انتخابات ـ بين مردم وجود داشته باشد؛ ما اعتمادمان در درجهي اول ـ در اول و آخر ـ به لطف خدا و به كمك الهي است و از خداي متعال استعانت ميكنيم و كمك ميخواهيم، و در درجهي بعد به آگاهي و رشد و هوشياري مردم است. (۲۲/۳/۸۸)
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
10:9 توسط : بهار
چهارشنبه بیستم خرداد 1388
چرا ...؟!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی
نامه سرگشاده شما باعث تأسف بسیار شد. شما از مبارزان قبل و مسئولین درجه اول پس از انقلابید و در ایجاد و تکامل آن نقش برجستهای داشتید. چگونه است که برای اولین بار خطاب به مقام معظم رهبری نامهای سرگشاده مینویسید که قطعاً معنای نامه سرگشاده را به خوبی میدانید.
نامه شما متأسفانه دارای تناقضات و ابهامات فراوانی است که لازم است از سوی شما روشن شود؛ لذا به منظور تنویر افکار عمومی سؤالات ذیل را پاسخ دهید تا با روشن شدن ابعاد واقعینامه امکان اظهار نظر فراهم آید:
به ادامه مطلب برويد...
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
19:4 توسط : بهار
عطر قرآن
اهل دلی میگفت:فكر ميكنم نگاه يك جوان به قرآن بايد مانند نگاه او به عطر باشد، چطور وقتي از خانه خارج ميشود خود را معطر ميكند، همانطور براي معطر كردن روح خود نیز بايد با قرآن مأنوس باشد. بايد قرآن در سينهاش باشد تا كم كم در گفتار و رفتارش تأثير بگذارد...
امام صادق( عليه السلام) مؤمني را كه اهل قرآن نيست به رطبي تشبيه كردهاند كه گرچه شيرين است، اما بويي ندارد، اما شيعهاي كه با قرآن است را تشبيه به ترنج كردهاند كه هم مزه خوبي دارد و هم بوي خوبي.
كسي كه با قرآن باشد، هيچگاه دلتنگ نميشود...
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
الهی: انیسی جز قرآن مونسمان مباد...
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
22:52 توسط : بهار
ادب فاطمی
تناسب مناسبی بین سخنان حضرت زهرا(سلام الله)و انتظار وجود داره...
وقتی از مردم ناامید شدن فرمودند: شماکار خودرا انجام دهید و ماهم کار خودرا انجام میدهیم، شما منتظرید ماهم منتظریم ،شمامنتظرنتیجه کارخودباشید، ماهم منتظر مهدی فاطمه(عجل الله) هستیم...
اولین باری که کلمه انتظار در مقام وضعیتی که یاد امام زمان(عجل الله) به دل می آد زمانیه که حضرت نا امید از مسجد به خانه برگشتند خیلی تلاش کردند که حق علی(علیه السلام) را برگردانند وقتی نشد، به امر حضرت و ولایت پذیری و اطاعت امر امام به خانه برگشتند...
علی جان چرا نشستی و مانند کودکی زانو غم در آغوش گرفتی؟ در حالی که مردم حرف مرا به زمین انداختند ،حضرت فرمودند: بگو حسبی الله ...یعنی توهم صبر پیشه کن ...دفاع حضرت از امام دفاع از همسر نبود، دفاع از ولایت و امامت بود... دفاع سیاسی الهی بود...
شاید تاریخ انتظار نداشت که در انتظار مهدی فاطمه(عجل الله) اینقدر رنج کشیده بشه...اما ابتدا شکایتهای حضرت باید برطرف بشه ...
همیشه جامعه بشری اینقدر شانس نمی آره که برای بیدار باش، حضرت نیمه های شب در خانه را بزند و حقیقت دینی را بیان کنند... یک بار این اتفاق افتاد ...
ناله هاو سخنرانی های حضرت اینقدر احترام داره که خبر گله ها به ماهم رسید...مگر تاریخ چندتا فاطمه زهرا(سلام الله) به خود میبینه؟؟؟؟...
خدایااااادیگر بشریت را عفو نمی کنی به خاطر زجری که به حضرت دادند؟؟؟؟
یه بار در خانه فاطمه زهرا(سلام الله) را زدند ...کسی در خانه با هیزم نمی ره این در خانه محترمه، مودبانه باید رفت حرمت داره ...حرمت دری شد...خداهم در خانه مهدی فاطمه(عجل الله) را بست ...
آآآآآی... عزیز فاطمه(سلام الله) ما قرار نبود اینقدر پشت در بمونیم...فرمود :مردم عالم امتحان خودشونو پس دادند... هروقت ادب یاد گرفتند، آنوقت بیان در خانه بایستند... قصه مهدی فاطمه (عجل الله)ادامه غصه فاطمه(سلام الله) است...
ولی یابن الزهرا تو اگر در وانکنی ما با هیزم نمیاییم در خانه تو ...باگل میاییم...
پس چرا در باز نمی کنند؟؟؟؟
حق دارند آخه...
این در یک سابقه داره که حق دارند به این زودی باز نکنند... صبرکن آقا... ببین ما مثل سلمان فارسی هستیم ...
آخه آقا :حضرت می فرستادند دنبال سلمان... عیبی نداره بذار آقادر بازنکنن، ما آنقدر در این خانه می نشینیم تا ادبمون تکمیل بشه...ولایت پذیری و اطاعت از امامون باید تربیت بشه...
هروقت ادبمون کامل شد... هروقت یاد گرفتیم در خانه امام چطور باید بریم... هروقت بصیرت و شناخت و معرفتمون عالی شد اونوقت در باز میشه...آقا سرباز مودب می خواد...
انشالله مودب میشیم به آداب مهدی فاطمه(عجل الله)...
انشالله یاد میگیریم که سمعا و طاعتا امر ولایت یعنی چی...
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
21:20 توسط : بهار
پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388
معرفت...
پرسيدم: «حضرت استاد كسب علم و معرفت آن چنان هم كه ميگويند، آسان و كوتاه نيست. چه بايد كرد؟»
تبسّم فرمود و گفت: «عزيزم! راه را كوتاه و بار را سبك كنيد. سبك بار باشيد، تا آسوده راه رويد. مسافت طولاني است و سخت و دشوار.
بار سنگين شما را باز ميدارد از ادامه راه. بارتان را كم كنيد. گناه نكنيد و از معصيت دوري جوييد تا بار سبك شود و مسافت كوتاه. براي كم كردن بار، گناه نكنيد!»
پرسيدم: «كدام يك از اساتيد اخلاق بهترند؟ و در اين راه چه بايد كرد؟»
و دوباره تبسم ايشان بود كه شكفت. شايد به ناپختگي و ناداني من كه از استاد كامل معرفت و عشق چنين پرسشي مينمودم. آب در كوزه و من تشنه لبان، گرد جهان ميگشتم. سپس با خندهاي پدرانه فرمود:
«عزيزم! اينها ملاك نيست. خيلي از افراد به دنبال استاد و معلم اخلاق ميروند، اما به همان چيزي كه ميدانند، عمل نميكنند. در آغاز كار بسياري هستند كه تشنه معرفت و اخلاق هستند. به ظاهر تشنهاند، اما ممكن است همان شيداي تشنه لب، استاد خود را به قتل برساند؛ همچون ابن ملجم كه شاگرد اميرالمؤمنين (ع) بود. بايد مجاهده با نفس را كامل كنيد، سپس به اين مرحله برسيد. «لَنَهْدينّهَم سُبُلَنا» بايد حاصل شود. اگر ديديد هدايت در مسير خدا به دست نيامده، بدانيد كه مجاهدهتان ناقص بوده. مجاهده را كامل كنيد؛ يقين بدانيد كه خداوند همه امور را اصلاح خواهد فرمود. هدايت خداوند در صورتي كامل و تمام ميشود كه مجاهده شما كامل باشد»
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود
آنچنان مهر توأم در دل و جان جاي گرفت
كه اگر سر برود از دل و از جان نرود
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
17:13 توسط : بهار
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388
خشیة...
(...وَاخشَوهُ خَشیَةً لَیسَت بِتَعذیرٍ...)
از خدا آنگونه بترسید که نیازی به عذرخواهی نداشته باشید.
امام علی (علیه السلام)خطبه ۲۳نهج البلاغه
*****************************************************************
آب! بسوزد دلت
خاک! شود خاک عزا بر سرت
باد! پریشان شوی
چشم! الهی که بباری فقط
پیش نگاه شما... مادر خورشید سوخت...
ایام شهادت مظلومانه مادر بر امام منتظر مهدی صاحب الزمان(عجل الله) و سادات بزرگوار تسلیت.
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
21:12 توسط : بهار
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
افسوس...
افسوس که آنچه برده ام باختنی است
بشناخته ها تمام نشناختنی است
برداشته ام هر آنچه باید بگذارم
بگذاشته ام هرآنچه برداشته ام
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
18:8 توسط : بهار
شنبه پانزدهم فروردین 1388
هجرت در بهار...!!
گاهی باخود فکر می کنم زمان پرگشودن وهجرت باید در زمستان باشد ...ولی ...
آوینی در چه تاریخی پرگشود؟!!
گویا بهار بود...
جشن باران بود و روزگاروصل یاران...آری ...بهار بود...هنوز هم خاک صدای گامهایش را در فکه به یاد
دارد...
هنوز هم بغضهای پاک ،طنین انفجار را به یاد می آورند..آری ...بهار بود...همیشه می اندیشم زمستان
فصل هجران است چرا او بهار را برگزید؟؟؟!!!
گویا دوست می داشت پس از خانه تکانی دلها پربگشاید تا دیگران نیز بال و پر هم زنند...آری...
ولی خانه تکانی دل چیز دیگریست ...خانه تکانی از نوع سوختن که آوینی خود چنین می گوید:
الهي :اگر جز سوختگان را به ضيافت عنداللهي نميخواني، ما را بسوز آنچنان که هيچکس را آنگونه
نسوخته باشي بسوز ....

ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
21:24 توسط : بهار
تقدیم به زائران...
آن هنگام که (حول حالنا الی احسن الحال) را زمزمه می کردی و دوباره نو شدن بهار عمرت را آغاز میکردی زائر بودی ،زائر سرزمینی که از این نو شدنها زیاد به خود دیده بود ،دوباره متولد شدنها را زیاد تجربه کرده بود،اماهیچ به این متولدین اندیشیده ای؟ شهیدو شهادت...
اما شهادت چیست؟
آنگاه که دو دلداده به هم می رسند و عاشق به وصال معشوق می رسد و بنده خاکی به جمال زیبای حق نظر می افکند و محو تماشای رخ یار می شود ،
آن هنگام را جزشهادت چه نام دیگر می توان داد ؟
آن هنگام که رزمنده ای مجاهد به سوی دشمن حق می رود و ملائک به تماشای رزم او می نشینند و
شیطان ناله بر می آورد و پا به فرار می گذارد و ناگهان غنچه ای می شکفد ،
آن هنگام را جز شهادت چه نام دیگر می توانیم داد ؟
شهادت خلوت عاشق و معشوق است.
شهادت تفسیر بردار نیست .
آآآآآآی!
آنانی که در زندان تن اسیرید به تفسیر شهادت ننشینیدکه از درک قصه شهادت عاجزید .
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند!
فقط شهید می تواند شهادت را درک کند .
شهید کسی نیست که ناگهان به خون بغلتد و نام شهید بر خود بگیرد ،
شهید در این دنیا قبل از اینکه به خون بتپد ، شهید است ،
و شما همچنان که شهیدان را در این دنیا نمی توانید بشناسید و بفهمید ،بعد از وصلشان نیز هرگز نمی توانید درکشان کنید .
شهید را شهید درک می کند .
اگر شهید باشید،شهید را می شناسید و گرنه آیینه زنگار گرفته چیزی را منعکس نمی کند که نمی کند ،
برخیزید و ....
به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
11:42 توسط : بهار
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387
هفت سین قرآنی
سَلَام ٌعلی إبراهیمَ
سَلَام ٌعلی آل یَاسینَ
سَلَام ٌعَلَی المُرسَلینَ
سَلَام ٌقَولا ًمِن رَّبِ رَحیمَ
سَلَام ٌعَلَی مُوسَی و َهَارُونَ
سَلَام ٌهِیَ حَتَّی مَطلَعِ الفَجرِ
سَلَام ٌعَلَی لُوحٍ فِی العالمِینَ

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو درگل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگرزیرک و عاقل باشی
...
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روزدر این قصه مشکل باشی
گرچه راهیست پر ازبیم زما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
********************************
سالی سراسرسلامتي،سعادت،سيادت،سرور،سروري،سبزي
سرزندگي برای همه دوستانم آرزومندم
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
19:31 توسط : بهار
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
عبدم ؟!!!
شرف و برتری پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) قبل از آنکه به پیامبری اش باشد،به عبادت و عبد بودنش بود...
«اَشهَدُاَنَّ مُحَمَّداْ عَبدُه ُو َرَسولُه»

آری!
آدمی بدون عبادت،عبد نمی شود و بدون عبودیت به ربوبیت دست نمی یابد،که فرموده اند:
«العبودیة ُجوهرةٌ کُنهُهَا الربوبیَّة»
الهی که در مقابل مولای عظیم و لطیف همیشه عبد باشیم ...
***********************************************************
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
بلغ العلی بکماله ،کشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله ،صلو اعلیه و آله
اسعدالله ایامکم ...عیدکم مبروک
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
10:37 توسط : بهار
هر چه عاقلتر ،عاشقتر...
سلام بر بهار ماهها ربیع الاول
جهان برمدار عشق می چرخد و ذره ای در جهان نیست که عاشق نباشد...
در این میان انسان خاکی عاشقترین خلق شده و همواره در جستجوی محبوب ازل و ابد خود تلاش میکند...
فطرت عشق فطرتی تغییر ناپذیر است...
«فطره الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله...»
وچون معشوق، پاینده است پرچم عشق فرو نمی افتد...
هرکجا عقل بیشتر می یابیم عشق ظریفتر و شریفترو ثابتتر ...؛
سید کاینانت (صلوات الله علیه)عاقلترین موجودات و عاشقترین موجودات بودند...
راستی حال که در عالم،جز عاشقی شغلی نیست،چرا ما از نبات و جماد کمتر باشیم و عقب بمانیم؟؟!!!
باید دستها را در دستان مهربانش بگذاریم و همراهش برویم که دور مجنون گذشته است و نوبت ماست...
آری!
نوبت عاشقی است یک چندی...
***********************************
(رسول اکرم صلی الله علیه و آله):
هرکس بشارت ماه ربیع را به من بدهد من بشارت بهشت را به او میدهم.
ایامکم سعیدة 
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
22:43 توسط : بهار
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ
هنگام عبور و مرور آن سرور عالميان و سيّدۀ نساء جهانيان از صحراي محشر كبری فرياد غُضُّوا أبْصَارَكُمْ (ببنديد چشمهايتان را) از فرشتگان قدس، فضاي عرصات را فرا ميگيرد، و آن معدن ولايت و امامت با چادري كه هزاران هزار حُجزَه (ريشه و دستگيرانه براي تمسّك) دارد عبور ميكند، و هر شيعه خودش را به يك ريشه و حُجزه ميبندد و متّصل ميكند . تا ميآيد و ميآيد تا در مقام عرض در آن موقف عظيم الهي در حاليكه در كف دست راستش سر بريدۀ فرزندش حسين و در كف دست چپش پيراهن خون آلود اوست ،عرض ميكند : خداوندا ! حسين من در راه تو داد هرچه را داشت ، اين سرش و اين پيرهنش ! جزاي او چيست ؟!
فوراً از جانب خدا ، رضوان پاسدار بهشت و مالك خازن جهنّم ، دو كليد بهشت و دوزخ را در دو كف دست بيبي ميگذارند و ميگويند : خدا ميگويد : حسينت هر چه داشت به ما داد ، ما هم هرچه داريم به او ميدهيم ؛ اينك بگير اين دو كليد را و به بهشت ببر دوستان را و به جهنّم درافكن دشمنان را كه اين موقف ، موقف عدل من است . (الله شناسی،علامه طهرانی،ج۱،ص۷۵)
(...وَ اَمْرى لاِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ، )
و كارم پیرو كار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آن كه خدا در ظهورتان اجازه دهد
(فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْكُمْ وَ على اَرْواحِكُمْ...)
پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهاى خدا بر شما و بر روانهاى شما
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
17:42 توسط : بهار
نوامیس الهی
ای انسان :
تو وقلب تو نوامیس الهیه هستند ،حق تعالی غیور است نسبت به نوامیس خود ،پس اینقدر به
ناموس حق تعالی پرده دری نکن...!!!
(چهل حديث ،امام خمینی ره)
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
22:45 توسط : بهار
کمال خواهی
«اللهم ولا تَرفَعنی فی الناس دَرَ جَةْ إلّا حَطَطتنَی عِندَ نَفسی مِثلَها»
«وَلا تُحدِث لی عِزاً ظاهِراً إلّا اَحدَثتَ لی ذِلّةً باطِنَةً عِندَ نَفسی بِقَدَرِها»
مزه دینداری کی فهمیده میشه ؟وقتی کم خوب باشیم؟
چیکار کنیم که اخلاق خوب ،کامل شدن ،سعادتمند شدن،رشد پیداکردن در ما جون بگیره؟
چیکارکنیم به کمال برسیم؟
کمال رفع نقص نیست، کمال یعنی کامل شدن!!!
کمال اونچیزی که انسان حریصانه و سریع و مشتاقانه بخواد و تمنا کنه براش...
درکدام انسان کاملی ضجه و تمنا و گریه ندیدید؟ درکدام انسان کاملی در زندگیش اصرار برای اینکه ذره ای خطا نکنه لحظه ای را از دست نده ندیدید؟
کمال یعنی این،والا اینکه آدم ذره ای خوب باشه خیلی عادیه، اینکه یه ذره تلک تلک کنه خیلی عادیه ،اینکه نوبرشو نیاورده ، این مقدار خوب بودن دیگه نرخ شاه عباسیه، تو بازار فراوونه پیغمبر برا این نیومدن دین برای این نیست...
در مقابل معتادها و جنایتکارها و خیلی بدبختیها خب این آدم معلومه از یه قاتل و دزد بهتره ،ولی کمال انسان اینه که دزد نباشه؟!!!
ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
11:45 توسط : بهار
بيداری امت اسلام
دوره ای بود که تمام اروپاییان تو تمام علوم چشمشون به دست مسلمونها بود، ولی امروز چرا عقب افتادیم؟
امروز داریم ازاونها ترجمه علوم می کنیم...
چون جرأت را ازما گرفتن، توان داریم،اما جرأت نداریم!!!!
استکبارقبل از بستن دست و پا،ذهن مارو می بنده به ما تفهیم میکنه که به اندازه یه دانشجوی غربی شعور وعقل، قدرت تفکر نداریم ،اونا باید فرمان بدن ما اطاعت کنیم، کتاب بنویسند ما بخونیم، حتی نحوه لباسی که می پوشیم، موی سر، تفریحیاتمون،از فیلمهاو کتابهاشون باید یاد بگیریم چجور زندگی کنیم!
چرا اجازه میدیم مارو تحقیر کنند؟
چراتو200سال گذشته مسلمونها فقیر و ذلیل شدند؟ چرا هروقت هر کشور اسلامی می خواستند راحت گرفتند؟
چرا مسلمون کشی یکی از تفریحاتشونه؟ چرااااااااا؟
به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
11:55 توسط : بهار